X
تبلیغات
رایتل

همه چیز در مورد کامپیوتر و برنامه های کاربردی

آموزش کامپیوتر موبایل اینترنت تبلت و برنامه های جانبی

بررسی تخصصی مزدا 3 نیو و سراتو کوپ 2011 (راهنمای خرید)


مقایسه مزدا 3 نیو و سراتو کوپ 2011 (راهنمای خرید)

در این مقاله 2 خودروی جوان پسند و اسپرت را رو در روی یکدیگر قرار می دهیم. در یک طرف مزدا 3 سدان جدید تیپ 1 و در طرف دیگر سراتو کوپ قرار دارد. دلیل انتخاب مزدا 3 تیپ 1 به جای تیپ 3 قیمت یکسان مزدا تیپ 1 با سراتو کوپ در زمان نوشتن مقاله می باشد.این نکته را در نظر داشته باشید که قیمت جهانی مزدا 3 و سراتو کوپ در سایت www.autos.yahoo.com در حدود 16000 هزار دلار است به همین دلیل باید در بازار ایران قیمت یکسانی داشته باشند و هر کدام که در بازار ایران ارزان تر باشد از لحاظ ارزش در مقابل مبلغ پرداختی به صرفه تر است. البته مزدا 3 سود بسیار بیشتری را برای گروه بهمن به ارمغان می آورد زیرا این شرکت تعرفه کمتری برای محصول مونتاژی خود پرداخت می کند و آسان موتور سراتو را با تعرفه بالاتری وارد می کند

در این مقاله از منظر خریدار وارد شده ایم. گاهی دیده می شود که مثلا جنسیس کوپه را با BMW سری 3 کوپه مقایسه می کنند این گونه تست ها هر چند از لحاظ فنی قابل توجیه است ولی از لحاظ قیمت اختلافشان بیش از 200 میلیون تومان است که همین اختلاف قیمت طیف خریداران را کاملا از هم جدا می کند و کسی که حدود 200 میلیون پول دارد در صورت اثبات برتری BMW باز هم قادر به خرید آن نیست.
همان اول کار دست روی ارزش در مقابل مبلغ پرداختی می گذاریم. کره ای ها همیشه در این فاکتور حرف اول را می زنند به طوری که جنسیس امکانات سری 7 بی ام و را با قیمتی کمتر از سری 3 ارائه می دهد. در اینجا هم سراتو کوپ امکانات بسیار بیشتری از مزدا 3 تیپ 1 ارائه می دهد و اگر بخواهید مزدا امکانات برابری با سراتو کوپ داشته باشد ، باید بیشتر هزینه کنید و تیپ 3 مزدا را انتخاب کنید که در این صورت خودروی شما علاوه بر امکانات سراتو کوپ از چراغ های زنون مجهز به AFS نیز برخوردار خواهد بود. سراتو کوپ هم در مقابل از گارانتی 5 ساله با محدودیت 150 هزار کیلومتر بهره می برد - این در حالی است که مزدا از گارانتی 3 ساله با محدودیت 60 هزار کیلومتر بهره می برد


سرویس اولیه و خدمات
خدمات و قطعات محصولات کیا و هیوندا بسیار بهتر از گروه بهمن ارائه می شوند.این موضوع از همان ابتدا و با مراجعه به نمایندگی برای سرویس اولیه به خوبی مشخص می شود که در ادامه شرح کاملی از آن آمده است:
برای سرویس اولیه مزدا به نمایندگی مراجعه کردم.نحوه برخورد آنها شک بر انگیز بود و نمی گذارند بالای سر خودرو بمانید و از روند خدماتی که هنگام سرویس اولیه خودریی که 45 میلیون و 3 برابر قیمت جهانی آن پول پرداخته اید مطمئن شوید.اگر نسبت به خودروی خود و سرویس های آن حساس باشید می توانید دورادور نظاره گر روند خدمات باشید.ابتدا به آچارکشی خودرو پرداختند - کیفیت و دقت مونتاژ آنچنان پایین بود که بعضی از پیچ ها بیش از یک دور نیاز به سفت کردن داشتند و در خط تولید حتی زحمت سفت کردن پیچ های قسمت های حیاتی خودرو مثل سیستم تعلیق و پیچ های اتصال بدنه به شاسی را به خود نداده بودند.این درحالیست که آچارکشی خودروی صفر کیلومتر به منظور تست و حصول اطمینان از سفت بودن پیچ ها صورت می گیرد تا مبادا یک پیچ شل بسته شده باشد ولی در مورد مزدا مشاهده کردم که بخشی از مونتاژ در سرویس اولیه انجام می شود !!!!
استاندارد سرویس اولیه گروه بهمن هم متعلق به دهه های پیشین است به طوری که در 1000 کیلومتر اول که تمام خودروسازان دنیا (Lexus , Toyota , benz , chevrolet , ...) اکیدا توصیه می کنند تا روغن موتور و فیلتر روغن عوض شود ، روغن خودرو را عوض نمی کنند.

طی تماسی که با مرکز ارتباط با مشتری شرکت بهمن داشتم اظهار کردند که در سرویس اولیه روغن عوض نمی شود و نیازی هم به تعویض آن نیست - به کنایه به آنها گفتم یعنی مزدا از Lexus هم با کیفیت تر است ؟؟؟
پس از به نتیجه نرسیدن از تماس با خدمات مشتریان با هزینه شخصی روغن و فیلتر را در 1500 کیلومتر عوض نمودم. خاطر نشان می کنم تعویض روغن موتور به همراه فیلتر آن در سرویس اولیه ضامن حفظ بازده و کارکرد طولانی مدت موتور خواهد بود.
قطعات موتور هر قدر هم که صیقلی و با استاندارد های بالا تولید شده باشند باز هم ناهمواری هایی در حد میکرون روی سطح آنها وجود دارد و این ناهمواری ها در بازه ای در حدود 1000 کیلومتر ساییده شده و به صورت براده و ناخالصی در روغن موتور شناور می شوند.البته بیشتر این ناخالصی ها توسط فیلتر روغن جذب می شوند.عدم تعویض روغن در این مرحله موجب افزایش اصطهلاک موتور و حتی خط افتادن سیلندر می شود.به همین دلیل تمام کمپانی های خودروسازی برای اطمینان از تعویض این اقلام ، به صورت مجانی این کار را انجام می دهند.این نکته را هم در نظر داشته باشید که قبل از تعویض روغن اولیه به هیچ وجه به موتور فشار نیاورید. این کار باعث خوردگی اجزای داخلی موتور مثل رینگ و پیستون می شود حتی ممکن است باعث روغن سوزی یا سوختن موتور شود.به عنوان نمونه موتور مزدا تا 2500 کیلومتر خشک کار می کرد و صدای نسبتا زیادی داشت ولی بعد از طی این مسافت شتاب خودرو افزایش یافت و صدای موتور هم کمتر شد ، از 2500 کیلومتر به بعد موتور را تحت فشار گذاشتم تا آب بندی خودرو تکمیل شده و موتور به حداکثر کارایی برسد.

حال سراغ خدمات هیوندا و کیا می رویم.همانطور که می دانید این دو شرکت یا بهتر بگوییم ، شریک کره ای همکاری بسیار نزدیکی با هم دارند به طوری که موتور تمامی محصولات کیا توسط هیوندا تامین می شود و کیا در حقیقت شرکتی است که فقط بدنه خودرو می سازد. همچنین پلت فرم و شاسی بسیاری از محصولات این دو شرکت یکسان است که به عنوان نمونه می توانیم به ix35 و اسپورتیج - سوناتا و اپتیما اشاره کنیم و تفاوت این خودروها فقط در بدنه و طراحی داخلی خلاصه شده است.
با توجه به مسائلی که ذکر شد طبیعتا نمایندگی آنها در ایران هم ارتباط جدایی ناپذیری با هم دارند به طوری که در بسیاری از نمایندگی ها خدمات و تعمیرات کیا و هیوندا در یک محل انجام می شود.گستردگی نمایندگی آنها بیشتر از مزدا است و خدمات آنها به بهترین شکل ممکن انجام می شود.علاوه بر کارت گارانتی برگه ای برای سرویس 1000 کیلومتر به شما ارائه می شود و در 1000 کیلومتر اول روغن و فیلتر روغن را مجانی عوض می کنند و بعد از انجام سرویس اولیه ، گارانتی خودرو شما در سایت ثبت شده و پس از آن در هر شهری که خودرو شما نیاز به خدمات گارانتی داشته باشد بدون نیاز به برگه گارانتی ، خدمات به شما ارائه می شود و نیازی نیست همیشه برگه گارانتی را همراه داشته باشید. البته به گفته نمایندگی فقط در صورت نیاز به تعمیرات اساسی نیاز به برگه گارانتی می باشد.
این در حالیست که خدمات گارانتی مزدا قفط در صورت ارائه دفترچه گارانتی ارائه می شود و از آنجایی که دفترچه المثنی صادر نمی شود در صورت مفقود شدن دفترچه گاراتی ، در عمل گارانتی خودرو از بین می رود.
از آنجایی که سراتو کوپ به درستی مونتاژ شده و از شاسی یکپارچه نیز بهره می برد نیازی به آچارکشی نیست ولی در برای اطمینان بیشتر از سرویس کار خواستم که پیچ ها را کنترل کند - پیچ ها ذره ای از جای خود تکان نخوردند.
ارائه قطعات هم به سهولت انجام می شود - خودرو را به نمایندگی برده و درخواست بازدید می کنید.اگر قطعه خراب باشد آن را در اسرع وقت تعویض می کنند و اگر هم قطعه مورد نظر در نمایندگی موجود نباشد آن را سفارش می دهند و ظرف چند روز قطعه را تهیه می کنند
خدمات پس از فروش و ارائه قطعات در نمایندگی های مزدا کمی متفاوت است.تصادف کوچکی کرده و چراغ جلوی خودرو می شکند.به نمایندگی مزدا مراجعه می کنید و می گویند چراغ جلو به دلیل جدید بودن خودرو موجود نیست و شرکت هم معلوم نیست چه زمانی بیاورد.به ناچار سراغ بازار آزاد رفته و چراغ خودرو را به قیمت گراف 800 هزار تومان خریداری می کنید (هم قیمت چراغ بسیاری از مدلهای مرسدس بنز) با این حساب اگر بخواهید یک مزدا را خودتان به طور کامل مونتاژ کنید حدود 100 میلیون برایتان آب می خورد !!!
گروه بهمن فقط به فکر فروش خودرو و سودهای میلیونی است و اصلا خود را درگیر خدمات پس از فروش نمی کند حال آنکه ارائه خدمات مناسب ضامن فروش بیشتر است.



مشخصات فنی :
از همین ابتدای کار تکلیفمان را با مزدا روشن می کنیم - پلت فرم مزدا 3 نیو با مزدا 3 یکسان است ولی طراحی داخلی و خارجی کاملا دگرگون شده و به همین دلیل رفتارهای دینامیکی آن ها تقریبا یکسان است.این را گفتم چون در یکی از هفته نامه های معروف خودرویی کشور در پاسخ به سوال یکی از خوانندگانش نوشته بود پلت فرم این خودروها تفاوت دارد. با نگاهی به زیربندی و شاسی و حتی اتاق خودرو متوجه می شوید که پلت فرم هر دو خودرو یکسان است و همچنین این موضوع در سایت گروه بهمن نیز گوشزد شده است.

موتور مزدا با 2000 سی سی حجم 147 اسب بخار نیرو تولید می کند و از این نظر با نسل قبل تفاوتی ندارد و به دلیل ساخت داخل بودن دارای کارت سوخت نیز می باشد.صدای موتور در دورهای بالا نسبتا زیاد است و به دلیل عایق کاری نا مناسب این صدا به اتاق انتقال می یابد (صدای موتور از تندر و مگان بیشتر است)
گیربکس نیو مزدا 5 سرعته و نسل قبل 4 سرعته می باشد ولی در کمال تعجب در چندین تست که انجام دادیم شتاب هر دو خودرو یکسان بود ولی گاهی اوقات مزدا 3 نیو یکی دو متر جلوتر می افتاد که شاید به خاطر نو بودن مزدا 3 نیو بود.در کل به نظر می رسد که تغییر گیربکس به خاطر کاهش مصرف سوخت بوده و تاثیری در شتاب گیری ندارد - مصرف سوخت مزدا نیو10 درصد کاهش یافته است.


سراتو TD با موتور 2000 سی سی 156 اسب بخار نیرو تولید می کند.گیربکس آن 6 سرعته می باشد.صدای موتور سراتو مثل مزدا در دورهای بالا به داخل اتاق انتقال می یابد ، با این تفاوت که صدای موتور مزدا بهتر از سراتو است. به طور عامیانه می توان گفت سراتو در هنگام شتاب گیری زور می زند. پلت فرم با نسل قبل کاملا متفاوت است و هیچ شباهتی از نظر فنی یا ظاهری با نسل قبل ندارد.کمک فنرها هم بر خلاف مزدا از نوع گازی هستند.



آزمایش رانندگی :
زمانی که پشت فرمان مزدا قرار می گیرید انگار سالهاست آن را رانده اید . خودرو کاملا تحت فرمان شماست و لذت رانندگی آن را در کمتر خودرویی خواهید یافت. دید جانبی و جلوی خودرو مناسب است ولی عقب خودرو اصلا دید ندارد و لزوم استفاده از سنسور دنده عقب کاملا احساس می شود که البته فاقد آن بود.
سیستم تعلیق خودرو فوق العاده است و از همان ابتدا جسارت مانورهای سنگین را به شما می دهد.خودرو در سرعت های بالا کاملا پایدار و در کنترل قرار دارد و می توانید پیچ ها را با سرعت هرچه تمام تر پشت سر بگذارید.مزدا در پیچها خیلی کم می خوابد و اگر در دایره پیچ گاز بدهید و سرعت را زیاد کنید عقب خودرو لیز می خورد و چرخ های جلو پایداری خود را حفظ می کنند که به این حالت Over Steer می گویند.
در نسل قبل اگر در دایره پیچ گاز بدهید جلوی خودرو لیز می خورد نه عقب آن (مثل مگان - زانتیا - 206). ناگفته نماند این انحراف در مزدا 3 نیو جزئی است و خودرو به این راحتی ها از کنترل خارج نمی شود. مطمئنا در تیپ 3 که به ESP مجهز است ، سرخوردن عقب خودرو کمتر خواهد بود و خودرو شتاب جانبی بیشتری را تحمل می کند.
یکی از دلایل هندلینگ بالای مزدا نیو علاوه بر سیستم تعلیق فوق العاده ، کیفیت و چسبندگی لاستیک های آن می باشد که در زمین های خیس هم عملکرد مناسبی از خود نشان می دهند.این در حالیست که لاستیک های سراتو در زمین خیس و بارانی عملکرد بسیار نامناسبی دارند.این لاستیک ها در کنار سیستم تعلیق نامناسب ، عملکرد افتضاح خودرو را در زمین های خیس را به دنبال دارد.همچنین لاستیک های سراتو روی سنگ فرش پارکینگ و پل های آهنی مثل اسکی عمل می کنند

همانطور که می دانید مهمترین عامل حفظ پایداری خودرو در پیچ های تند و مانورها سیستم تعلیق عقب آن می باشد زیرا چرخ های جلو با حرکت فرمان می چرخند ولی تغییر زاویه چرخ های عقب به عهده فرمان خودرو نیست.این در حالیست که چرخ های عقب نیز باید متناسب با سرعت خودرو و زاویه پیچ ، گردش داشته باشند.
تعلیق عقب از آنجایی اهمیت بیشتری پیدا می کند که باید بدون دخالت راننده و به طور مکانیکی و بر اساس جهت و میزان نیروی وارده ، عکس العمل نشان دهد و زاویه چرخ های عقب را تغییر دهد.
در تعلیق عقب نوع و تعداد اتصالات ، سختی فنر ها و کمک فنرها و طول بازوها هم از اهمیت بالایی برخوردارند..تعلیق باید طوری باشد که علاوه بر واکنش و هندلینگ مناسب ، نرمی مطلوبی را نیز تامین کند. البته نرم بودن سیستم تعلیق اغلب در تضاد با هندلینگ بالاست و خودرویی موفق است که بتواند تعادل مناسبی بین نرمی و هندلینگ بالا برقرار کند.یعنی نه مثل سوناتا 2010 نرم و با هندلینگ پایین و نه مثل مزدا 3 خشک و با هندلینگ بالا
مثال بارز هندلینگ بالا و کیفیت سواری کامارو می باشد.این خودرو یکی از نرم ترین سوپر اسپرت های جهان است (کامارو ss با تحمل فشار جانبی 0.91 جی از مرسدس SL که 0.87 جی تحمل فشار جانبی را دارد بسیار نرم تر است و این یعنی نهایت توازن بین هندلینگ و سواری و اینجاست که قاعده هر چه خشک تر اسپرت تر رنگ می بازد.)
بهترین سیستم تعلیق برای عقب خودروهای سواری و شهری مولتی لینک است که علاوه بر جذب انواع ضربات و ناهمواری ها ، قابلیت های دینامیکی و هندلینگ بالایی را به ارمغان می آورد
البته مولتی لینک یا اتصال چندگانه انواع مختلفی دارد و هر شرکتی با توجه به نیاز ها و ویژگی های خودروی خود ، تعلیق مولتی لینکی را توسعه می دهد که از نظر سختی فنر ها و طول و تعداد بازوها متناسب با کاربرد خودرو باشد. (شرکت های رنو - کیا - هیوندا - بی ام و و بنز و مزدا در اکثر خودروهایشان از این نوع تعلیق استفاده می کنند)
سیستم تعلیق عقب مزدا و سراتو هردو از نوع مولتی لینک بوده ولی تعلیق مزدا بسیار بهتر از سراتو عمل می کند.دلیلش هم این است که مزدا سالهاست در این زمینه سرمایه گذاری و تحقیق کرده و امروزه تمام سدان های مزدا به سیستم تعلیق و هندلینگ عالی معروف هستند ولی کیا بیشتر روی طراحی ظاهری محصولات خود کار کرده و از نظر مشخصات فنی هنوز با ژاپنی ها فاصله زیادی دارد
در یک تست معتبر خارجی که در شماره 62 مجله خودرو امروز چاپ شده ، شتاب جانبی مزدا برابر با 0/81 جی و سراتو برابر با 0/79 جی ذکر شده ولی در تستی که انجام دادم به نظر می رسد شتاب جانبی سراتو پایین تر از این اعداد باشد. عقب سراتو در پیچ های تند و مانورهای ناگهانی کمی گیج است و احساس عدم پایداری را به راننده القا می کند و صد البته چنین حسی در مزدا وجود ندارد و در مدتی که مزدا را در اختیار داشتم در هیچ مانوری خودرو گیج نشد.حتی زمانی که مزدا را به چالش می کشید و خودرو شروع به لیز خوردن می کند ، سر خوردن خودرو حساب شده است و خودرو گیج نمی زند.منظور از گیجی ، حرکت اضافه از جانب چرخ های جلو یا عقب در مانورها می باشد.
همانطور که اشاره شد در صورت عدم طراحی مناسب سیستم تعلیق ، حتی جدیدترین سیستم های الکترونیکی از جمله ESP, TSC که سراتو از آنها بهره می برد و مزدا فاقد آنها بود عملا فایده ای ندارند.
کنترل ، فرمان دهی و مانور دادن با سراتو در سرعت های بالاتر از 120 کیلومتر کمی مشکل است و حس عدم پایداری از ناحیه عقب خودرو را به راننده القا می کند.

ترمز هر دو خودرو خوب است نه عالی و به پای مگان نمی رسد. در ترمزگیری های شدید شیرجه (پایین آمدن دماغه خودرو) خیلی کم است.ترمز گیری شدید با مزدا بدون هیچ مشکلی انجام شد و خودرو کاملا تحت کنترل بود ولی ترمز گیری شدید با سراتو در سرعت های بالا کمی مشکل است و خودرو دچار انحراف می شد و کنترل خودرو در این حالت سخت بود.این در حالیست که سراتو مجهز به ESP می باشد و طبیعتا نباید با چنین مشکلی رو به رو می شدیم.

هماهنگی موتور و گیربکس مزدا بسیار خوب است و هیچ گاه احساس دنده مرده نخواهید داشت ( مثلا در سوناتا 2010 همیشه احساس دنده مرده دارید و خودرو مدام در دنده 4 و 5 قرار می گیرد که همین امر باعث می شود خودرو خیلی سنگین تر و کندتر از آنچه که هست به نظر برسد)
همچنین به محض فشار آوردن به پدال گاز ، یک یا دو دنده معکوس می خورد. سرعت تعویض دنده بالا بوده و کیفیت گیربکس هم بسیار خوب است به طوری که مزدا 3 های بسیاری را مشاهده کردم که با کارکردی حدود 80 هزار کیلومتر هیچ مشکل و صدای خاصی از ناحیه گیربکس و موتور نداشتند.این در حالیست که گیربکس سوناتاهای 2006 و 2007 بعد از سه سال و کارکردی حدود 80 هزار کیلومتر در دورهای بالا صدای ناخوشایندی می دهند و دلیلش هم ساییدگی چرخ دنده های گیربکس می باشد.
سراتو هم که هنوز در اول راه است و اظهار نظر در مورد دوام گیربکس آن زود است ولی دنده ها را خیلی زود و نرم عوض می کند و از این لحاظ اگر از مزدا سرتر نباشد بدتر هم نیست.

کمک های مزدا بعد از مدتی کمی نرم تر می شوند و در کیلومتر 5500 تفاوت بسیاری با خودروی نو ایجاد شد.

از آنجایی که شیشه های جلو و کناری مزدا از نوع UV نیستند و محافظ اشعه خورشید ندارند رانندگی با آن در یک روز گرم تابستانی بسیار آزاردهنده است. عدم وجود لایه محافط UV در شیشه های مزدا باعث خیرگی چشم و سوختن دستها می شود.به نظر می رسد شیشه های مزدا ایرانی بوده و کیفیت آنها در حد 405 است.این در حالیست که شیشه خودروهایی مثل مگان و زانتیا که در رنج قیمت پایین تری قرار دارند نیز از محافظ اشعه خورشید سود می برند.
کیفیت مونتاژ مزدا هم چندان خوب نیست به طوری که موکت به کف اتاق نچسبیده بود.این مورد حتی در خودروهای ارزان قیمت مثل 206 و تندر هم وجود ندارد.
همانطور که می دانید کیفیت رنگ خودروهای مزدا مناسب نیست و این مشکلی است که تمام نمایشگاه داران به آن اذعان دارند.البته خودروی مورد آزمایش مشکلی از بابت رنگ نداشت.

مورد عجیب در مزدا نبود آمپر آب است و برای نمایش دمای آب فقط دو چراغ به رنگهای آبی و قرمز وجود دارد که اولی در هنگام استارت و زمانی که موتور سرد است روشن می شود و دومی هم فقط زمانی که دمای خودرو به نقطه بحرانی برسد روشن می شود.
بر خلاف تصور خیلی از افراد سراتو مجهز به نشان دهنده آمپر آب است البته از نوع الکترونیکی که برای دیدن آن باید کلید Trip را بزنید. دمای آب در نمایشگری که اطلاعت سفری (نشان دهنده مصرف سوخت و مسافت طی شده و ... ) نشان داده می شود.در همین نمایشگر اطلاعات دیگری مثل فاصله عقب خودرو تا مانع نیز نمایش داده می شود





زمانی که پشت فرمان سراتو قرار می گیرید کمی طول می کشد تا به فرمان الکریکی حساس به سرعت آن عادت کنید.دید خودرو محدود تر از مزدا است ولی در عوض رانندگی با سراتو خیلی جذاب تر است و از نظر حس و حال رانندگی ، به یک بچه کامارو می ماند.همچنین به دلیل بهره گیری از سنسور دنده عقب و نمایشگر فاصله سنج مشکلی برای دنده عقب نیست. با وجود اینکه وزن هر دو خودرو حدود 1300 کیلوگرم است و فقط 10 کیلوگرم اختلاف وزن دارند ولی سراتو در حین حرکت خیلی سنگین تر از مزدا به نظر می رسد و احساس می کنید سوار یک خودروی 1500 کیلویی مثل سوناتا هستید. در مقابل ، مزدا خیلی سبک تر از آنچه که هست به نظر می رسد (چابک تر از 206 است و البته کمی سنگین تر به نظر می رسد و این درحالیست که 300 کیلو از 206 سنگین تر است)
در مورد فرمان همین بس که فرمان سراتو سنگین و فرمان مزدا سبک و تیز است
فاصله دو محور سراتو سدان با کوپه یکسان است به همین دلیل از نظر فضای داخلی تفاوتی ندارند.فضای سر هم برای سرنشینان عقب به دلیل طراحی مناسب ستون C مناسب است.
کابین سراتو آنقدر بی صداست که کمتر متوجه سرعت خودرو می شوید. از این رو همیشه باید نگاهتان به کیلومتر شمار باشد ولی در مزدا سرعت را به خوبی احساس می کنید.

نور چراغ های مزدا هم مثل کمری 2007 مخصوصا در نور پایین به دلیل بهره گیری از عدسی خیلی کم بوده و به همین دلیل استفاده از چراغ زنون در نور پایین توصیه می شود ولی چراغ های سراتو فاقد عدسی بوده و به همین دلیل نور آن بیشتر از مزدا است و مسافت بیشتری را پوشش می دهد.
نکته مهم : فقط در خودروهایی که چراغشان عدسی دارد از زنون استفاده کنید

در کل اگر به دنبال خودروی راحتی هستید اصلا به این خودروها فکر نکنید چون با اولین مسافرت از خرید خود پشیمان می شوید.
جلوبندی هر دو خودرو ضعیف است - یک بار با سرعت 60 کیلومتر با مزدا داخل یکی از هزاران چاله خیابان افتادم و بعد از آن کمک جلوی خودرو در عبور از سرعت گیرها صدا می داد و برای آزمایش ریسک کردم و فردای آن روز خودروی تندری که در اختیار داشتم در همان چاله انداختم ولی هیچ مشکلی برای تندر رخ نداد. سراتو هم که اوضاعش از مزدا خیلی وخیم تر است.
توجه داشته باشید که به تناسب کاهش ارتفاع و افزایش سایز رینگ باید جلوبندی خودرو نیز تقویت شود ولی این مهم برای مزدا و سراتو رعایت نشده است.از این رو خیلی زود جلوبندی آنها به صدا می افتد. با مراجعه به نمایندگی مزدا متوجه می شوید اکثر خودروهای مزدا 3 اتاق قدیم و جدید برای رفع مشکل جلوبندی مراجعه می کنند.پس اگر حوصله تعمیرگاه و دردسرهای آن را ندارید قید این خودروها را بزنید.


کیفیت سواری
در اکثر تست هایی که انجام می شود بنابر ملاحظات و یا به دلیل مدت زمان کمی که نویسنده ، خودرو را در اختیار دارد سواری خشک بعضی خودروهای اسپرت آنطور که باید گوش زد نمی شود ولی من در این مقاله بر اساس استفاده طولانی از این خودروها ، امتیاز واقعی آنها را داده ام تا بدین ترتیب خوانندگان متوجه نرمی خودروها یا همان کیفیت سواری خودروهای حاظر در تست بشوند.(کیفیت سواری معیاری برای آسایش سرنشینان و لذت سواری که معلول هندلینگ یک خودرو می باشد معیاری برای راننده محسوب می شود نه سرنشین.مثلا کیفیت سواری سوناتا از مزدا بالاتر است ولی در مقابل لذت رانندگی مزدا بسیار بالاتر از سوناتا است)
اگر کیفیت سواری سوناتا 2010 را 100 در نظر بگیریم به مزدا 65 و سراتو 50 امتیاز تعلق می گیرید
یکی از دلایل اصلی امتیاز پایین مزدا نسبت به سوناتا علاوه بر کمک های خشک که یکی از خصوصیات ذاتی خودروهای اسپرت بوده و تاثیر مستقیمی بر بهبود هندلینگ خودرو دارد صندلی های کاملا غیر ارگونومیک آن می باشد.این صندلی ها نه تنها سفت بوده بلکه در طراحی آنها به هیچ وجه آناتومی بدن انسان مورد توجه قرار نگرفته و قوس میانی صندلی بیش از حد زیاد است و قطعا کمر هیچ بشری از ابتدا تا کنون چنین قوسی نداشته و نخواهد داشت و در مسافت های طولانی احساس می کنید یک کنده درخت پشت کمرتان جا خوش کرده (صندلی های مزدا 3 نیو حتی از تندر 90 هم سفت تر است و کیفیت و ارگونومی نسبت به صندلی نسل قبل مزدا 3 افت محسوسی داشته است).این بی کیفیتی به روکش پارچه ای صندلی هم سرایت کرده و روکش بی کیفیت و زمختی روی آن را پوشانده است.سازنده وطنی می توانست در کنار استفاده از پارچه با کیفیت تر (مثل پارچه مخملی که برای ماکسیما کار شده) از فوم ضخیم تر و نرم تری استفاده کند.
البته فاق کوتاه لاستیک های مزدا هم در کاهش کیفیت سواری تاثیر زیادی داشته.(کیفیت سواری مزدا در حد 206 بوده و از تندر و مخصوصا مگان خیلی پایین تر است)
سراتو کمک های نرمی دارد به طوری که با فشار دادن عقب خودرو می بینید که خیلی نرم بالا و پایین می رود ولی نمی دانم چرا سواری این خودرو تا این حد خشک و به عبارت بهتر افتضاح است (شاید دلیلش رینگ های 17 اینچی و فاق کوتاه تر لاستیک ها باشد). کیفیت و ارگونومی صندلی های سراتو بسیار خوب و در حد سوناتا و آزرا است. روکش چرم آن هم کیفیت بالایی دارد و اگر صندلی های نرم و ارگونومیک آن نبود امتیازی به مراتب پایین تر می گرفت به عبارت دیگر صندلی های نرم آن در افزایش کیفیت سواری تاثیر زیادی دارند و به نوعی خشکی کمک ها را جبران می کنند. تعلیق سراتو ضربه ها را جذب نمی کند بلکه آنها را دفع کرده و به اتاق انتقال می دهد.نتیجه هم روشن است ، خودرو مدام کروپ کروپ می کند و اتاق خودرو تکان های ریز و درشتی می خورد. سواری سراتو از 206 هم به مراتب بدتر است به طوری که می توانید تمام ریگ های خیابان را بشمارید.سراتو در عبور از سرعت گیرها و سکوها با سرعت کم و مناسب مشکلی ندارد ولی با چاله ها و فرورفتگی های معابر اصلا میانه خوبی ندارد حتی اگر این فرورفتگی ها بسیار کوچک و جزئی باشند.
در مسافرت مطمئنا از خود می پرسید چرا با 15 میلیون یک 206 نخریدید و بقیه پولتان را پس انداز نکردید.
مشخصات لاستیک مزدا 205-55 R16 مارک بریجستون
مشخصات لاستیک سراتو 215-45 R17 مارک کوموهو

همانطور که می بینید افزایش بیش از اندازه سایز رینگ و لاستیک نتیجه ای جز کاهش شتاب ، افزایش مصرف سوخت و خشکی بیش از حد ندارد.هر چه جداره یا فاق لاستیک کوتاه تر باشد سنگ ها و خراشیدگی های سطح مسیر بیشتر احساس می شود و کمک فنرها هر قدر هم نرم باشند نمی توانند اثر ناهمواری های ریز سطح مسیر را خنثی کنند. کمک فنرهای نرم بیشتر در جذب سرعت گیرها و ناهمواری های بزرگ تاثیر دارند.
سایز رینگ باید متناسب با ابعاد و وزن خودرو انتخاب شود و اگر به این مهم توجه نشود نتیجه همان می شود که در مزدا و سراتو شاهد آن هستیم. به عنوان مثال کامارو SS با رینگ 20 اینچی و با وزنی در حدود 1900 کیلوگرم سواری بسیار نرمی نسبت به مزدا و مخصوصا سراتو دارد.دلیلش هم لاستیکهای نرم با فاق بلند و صد البته سیستم تعلیق بهتر می باشد. خاطر نشان می کنم هدف در تولید خودروهای اسپرت ، هندلینگ بالا می باشد نه اینکه هرچه خشک تر باشد اسپرت تر است. در حقیقت هندلینگ علت ، و خشکی معلول آن است

خودروی اسپرتی موفق است که بتواند هندلینگ بالا را در کنار سواری مناسب تامین کند.در حقیقت خشکی هدف نیست بلکه چاره است به عنوان مثال تولید خودرویی نرم مثل سوناتا یا لکسوس با هندلینگ مزدا یا کامارو امکان پذیر نیست. این را گفتم چون در بعضی از مجلات به اصطلاح تخصصی از خشکی خودرو به عنوان مزیت - اسپرتی - یاد می شود و اگر قرار بر این بود استفاده از فنر و کمک فنر را کنار می گذاشتند و چرخهای خودرو را مستقیما به شاسی متصل می کردند

ارتفاع جلو و عقب مزدا از زمین به ترتیب 16 و 17 سانتیمتر و سراتو 16/5و17/5 سانتیمتر اندازه گیری شد و هر دو خودرو بیش از آنکه زیرشان گیر کند با مشکل برخورد دماغه خودرو با زمین مواجه هستند.
فاصله دو محور سراتو کوپ و سدان معادل 2650 سانتی متر می باشد و از نظر فضای جلوی پای سرنشینان عقب و جلو تفاوتی وجود ندارد.




امکانات
مزدا3 تیپ 1 : آینه های برقی مجهز به گرمکن و جمع شونده برقی - گرمکن 4 حالته صندلی های جلو - نمایش اطلاعات سفر و مصرف سوخت لحظه ای و میانگین و ... - قابلیت تنظیم هشدار سرعت از 50 تا 180 کیلومتر (در اکثر خودروها این عدد ثابت بوده و در 120 کیلومتر به صدا در می آید) - گیربکس 5 سرعته تیپ ترونیک - تنظیم ایرکاندیشن به صورت دوگانه یا Dual - باز شدن صندوق عقب با ریموت - کروز کنترل - کنترل سیستم صوتی از روی فرمان - 4 ایربگ که شامل دو عدد در جلو و دو عدد ایربگ جانبی می باشد که شامل ایربک های جلو و جانبی می باشد
سراتو : آینه های برقی مجهز به گرمکن و جمع شونده برقی - Key less go (بدون استارتر) - گیربکس 6 سرعته تیپترونیک به همراه دنده پشت فرمان یا شیفت ترونیک - گرمکن صندلی های جلو تک حالته (گرمای صندلی کم یا زیاد نمی شود) - ورودی USB و Ipod - آینه عقب الکتروکرومیک - چنجر 6 سی دی - پشت سری های فعال برای جلوگیری از آسیب گردن سرنشینان جلو در برخورد از عقب - صندلی ها و فرمان و دسته دنده چرم - کروز کنترل - کنترل سیستم صوتی از روی فرمان - روشن شدن اتوماتیک چراغها یا Auto light - شیشه های سکوریت و سولار جانبی که علاوه بر افزایش امنیت باعث جلوگیری از ورود اشعه زیان آور خورشید می شود - سنسور دنده عقب با نمایشگر فاصله - فرمان الکتریکی حساس به سرعت - سانروف - سیستم کنترل پایداری یا ESP - برف پاک کن های مجهز به گرم کننده (اگر امکانش است بنویسم سراتو علاوه برامکانات مزدا این امکانات را هم دارد.)
در کاتالوگ اصلی شرکت تعداد ایربگ ها 6 عدد اعلام شده که عبارتند از دو عدد در جلو و دو عدد در بقل که از صندلی های راننده و سرنشین خارج می شوند و دو عدد پرده ای که شیشه های کناری را می پوشانند ولی شرکت اطلس خودرو علاقه وافری به اظهار تعداد 8 ایربگ دارد که البته صحت ندارد
نکته : جای تعجب است که صندلی خودروهایی در این رنج قیمت دارای تنظیم برقی نیستند و هر دو خودرو از این قابلیت بی بهره اند.
نکته : کیفیت کلید ها و ادوات مزدا کمی از سراتو بالاتر است
نکته : به دلیل عایق کاری بسیار مناسب سراتو و دیگر کره ای ها مثل سوناتا 2010 ، صدای سیستم صوتی اگر روی حداکثر هم باشد در بیرون خودرو چندان به گوش نمی رسد ولی صدای سیستم صوتی مزدا به دلیل عدم عایق کاری مناسب اتاق ، به وضوح در بیرون خودرو شنیده می شود.

شیشه های جانبی مزدا از نوع سکوریت نبوده (شیشه هایی که در صورت شکستن فرو نمی ریزند و مثل شیشه جلو هستند) و همچنین دارای لایه محافط اشعه UV هم نیستند بدین ترتیب اشعه آفتاب از آنها عبور کرده و علاوه بر گرم کردن فضای کابین باعث آفتاب سوختگی و خیره گی چشم می شوند.
سراتو از شیشه های سکوریت همراه لایه محافظ UV بهره می برد.این نوع شیشه ها عایق صدا هم به شمار می آیند و همین موضوع باعث شده صدای بیرون کمتر داخل سراتو شنیده شود.

سیستم صوتی ازرا 300 سوناتا 200 مزدا 100 سراتو 65



شاسی
شاسی سراتو از نوع یک تکه یا یکپارچه می باشد و همانطور که از اسمش پیداست شاسی و اتاق به صورت یکپارچه ساخته می شوند و قطعات بدنه مثل درها و درب کاپوت به آن پیچ می شوند تا خودرو کامل شود. این نو شاسی مزایای فراوانی دارد که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد :
- کاهش هزینه نگهداری خودرو
- در دراز مدت اتاق خودرو به صدا نمی افتد
- ضربه حاصل از تصادف را به بهترین شکل ممکن جذب می کند

شاسی مزدا یک تکه نیست و اتاق و شاسی به وسیله پیچ به هم متصل شده اند. این نوع شاسی معایب فراوانی دارد که یکی از آنها به صدا افتادن اتاق خودرو می باشد و دیگر آنکه مزدا باید در سرویس های دوره ای طبق آنجه که در دفترچه خدمات آن ذکر شده هر 20 هزار کیلومتر آچارکشی شود و اتصالات بین اتاق و شاسی مورد بازدید قرار گیرد.
این نوع شاسی در خودروهای قدیمی مثل پیکان و RD به کار می رود و در خودروهای سواری امروزی جایی ندارد.( این نوع شاسی به طور گسترده در خودروهای سنگین و کامیون ها استفاده می شود)
حتی تندر 90 که در کلاس پایین تری نسبت به مزدا قرار دارد از شاسی یکپارچه بهره می برد.خودروهای کمری - کرولا - سوناتا - آزرا - جنسیس و تمام محصولات رنو و بسیاری دیگر از شاسی یکپارچه بهره می برند.

منظور از شاسی کاملا واضح و مشخص است - شاسی همان چهارچوب فلزی و غیر قابل انعطاف خودرو است که قطعات بدنه و سیستم تعلیق و موتور خودرو روی آن نصب می شوند.بعضی از خودرو نویسان به اشتباه سیستم تعلیق را هم جزء شاسی به حساب می آورند.این درحالیست که شاسی این گونه تعریف می شود : پس از بازکردن تمام قطعات جداشونده از خودرو به سازه فلزی که باقی می ماند شاسی می گویند.در حقیقیت سیستم تعلیق جزئی از پلت فرم است نه شاسی ، به طوری که شاهد هستیم خودروهای یکسان از سیستم تعلیق های متفاوت بهره می برند.
گویا این اشتباه فاحش به دلیل ترجمه ناقص از مقالات خارجی برای خودرونویسان کشورمان پیش آمده است. به عنوان مثال در یک کتاب تخصصی کامپیوتر Data bus را اتوبوس داده ترجمه کرده بود در حالی که به معنای گذرگاه داده می باشد.دلیل اینگونه اشتباهات ترجمه مقالات تخصصی توسط افراد غیر متخصص که فقط زبان انگلیسی خوانده اند می باشد.


بدون هزینه خنک شوید!!!
در نبود شیشه های سولار و آنتی UV ، کولر مزدا علاوه بر اینکه به خوبی از پس خنک کردن اتاق خودرو بر می آید مصرف سوخت خودرو را هم افزایش نمی دهد به طوری که چند بار با استفاده از کروز سرعت خودرو را روی 120 کیلومتر ثابت کردم و با خاموش و روشن کردن کولر متوجه شدم مصرف سوخت لحظه ای یا Current فرقی نمی کند به همین خاطر به نظر می رسد کولر مزدا از نوع الکتریکی بوده و نیروی خود را از دینام و باطری می گیرد.همچنین روشن بودن کولر در شتاب گیری تاثیر چندانی ندارد.عدم تاثیر گذاری در شتابگیری ، مثل ماکسیما است ولی این موضوع در ماکسیما به دلیل موتور بسیار قدرتمند و در مزدا به دلیل تکنولوژی بالای موتور و کمپرسور کولر می باشد.

کولر سراتو خیلی ضعیف تر از مزدا و در حد مگان و 206 است.این در حالیست که کولر مزدا مشابه خودروهای آمریکایی و حتی بهتر از آنها است و تاکنون مشابه آن را در هیچ خودروی دیگری ندیده ام.خودرو ساعت ها زیر آفتاب و دمای 44 درجه پارک بود ، به محض روشن کردن کولر باد خنک می زد.این در حالیست که تمام خودروهای هم رده مثل سوناتا و آزرا و کمری در چنین شرایطی چند دقیقه طول می کشد تا کولرشان خنک کند. در اینجا به مزدا 100 و به سراتو هم 60 می دهیم

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

با توجه به سوالات بیشماری که در مورد مگان و کیفیت آن می شود بهتر دیدم یک توضیح کلی در موردش بدهم

مگان یک خودروی با کیفیت است البته تا 70 هزار کیلومتر یعنی تا این مقدار کارکرد بسیار نرم و عالی عمل می کند و خرابی هم ندارد ولی از آن به بعد هر قدر هم با خودرو مدارا کنید به خرج می افتد.این خصلت خودروهای فرانسوی است که تا یک حدی کاملا بدون دردسر هستند ولی از آنجا به بعد اشکالات فراوانی پیدا می کنند.دلیلش هم این است که در اروپا بعد از 3 4 سال و این مقدار کارکرد می گویند عمر مفید خودرو تمام شده و خودرو راهی مراکز اسقاط می شود ولی در ایران می گویند تازه آب بندی شده است!!!!

مگان بعد از 70 هزار کیلومتر به طور طبیعی مستهلک شده و نیاز به 4 عدد کمک دارد.آلترناتور (دینام + استارت) باید عوض شود.تایمر گیربکس خراب می شود و خود اجزای مکانیکی گیربکس هم مستهلک می شوند و بدین ترتیب گیربکس ضربه یا تقه می زند.صدای موتور هم افزایش می یابد.البته اشکالات الکترونیکی و برقی هم بعد از 3 سال و این مقدار کارکرد زیاد مشاهده می شود که نیاز به صرف وقت و هزینه بسیاری دارد.پس مگان عالی است ولی تا 3 سال

البته ادوات آن هم کیفیت پایین تری نسبت به خودرو های کره ای و ژاپنی دارند.مثلا کیفیت رو دری ها ، بلندگوها ، جلو داشبورد و فرمان و سر دنده و ... از زمین تا آسمان با ژاپنی ها و مخصوصا کره ای ها متفاوت است.(دلیل اینکه می گویم مخصوصا کره ای ها این است که کیفیت ادوات داخلی خودروی سوناتا حداقل 30 درصد بهتر از مزدای ژاپن و 100 درصد بهتر از کمری ژاپن است)

ولی مگان دو چیز دارد که مزدا و سراتو ندارند : اول ترمز و دوم نرمی

سیستم تعلیق مگان هم از سراتو و سوناتا و مخصوصا کمری خیلی بهتر است ولی به مزدا نمی رسد

اما در مقابل ، موتور و گیربکس مزدا و سراتو (اگر روغن را به موقع عوض کنید) حداقل 150 هزار کیلومتر بدون مشکل کار می کنند ولی همانطور که گفتم موتور و مخصوصا گیربکس مگان نهایتا 80 هزار کیلومتر دوام دارد

از جلوبندی مزدا بعد از 60 یا نهایتا 80 هزار کیلومتر چیزی باقی نمی ماند و باید کمک ، سیبک ، بوش و تمام متعلقات آن را عوض کنید.

سراتوهای بسیاری را سوار شدم که حدود 80 هزار کیلومتر کار کرده بودند ولی از ناحیه جلوبندی مشکلی نداشتند. بقیه قسمت ها هم از جمله موتور و گیربکس و چرم صندلی مثل روز اول بودند


برچسب‌ها: مگان، مزدا، سراتو
تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 2 بهمن 1393 ساعت 02:19 ب.ظ | نویسنده: محمد حسن مهرابی | چاپ مطلب 422 نظر

بررسی و مقایسه مگان و لوگان




هرچند در این مقاله به مقایسه L90 و مگان می پردازیم ولی به بعضی از خودروهایی که در این کلاس یا رنج قیمت قرار میگیرند نیز اشاراتی خواهیم داشت تا خوانندگان عزیز تا حدودی در جریان مقایسه فنی این دو خودرو با خودروهای هم تراز خود نیز قرار بگیرند و مزایا و معایب این دو خودرو در کلاس خودشان مشخص شود.



با توجه به اینکه هر روز شاهد مقایسه ها و نقدهای غیر حرفه ای دو خودرو L90 و مگان بودم (در یکی از مجلات پرتیراژ و به اصطلاح تخصصی کشور، بهره بردن دو خودروی مذکور از موتورهای شبیه به هم را دلیلی برای یکسان و همتراز بودن این دو خودرو دانسته بود) تصمیم گرفتم به عنوان یک مصرف کننده حرفه ای و کسی که مدت زیادی این دو خودرو را در اختیار داشته ، به صورت تخصصی تر و فنی تر این خودروها را مورد نقد و بررسی قرار دهم.




ابتدا به بخش موتور و گیربکس دو خودرو می پردازیم :

بسیاری به اشتباه می گویند موتور مگان و لوگان یکسان است که البته تا حدودی نیز درست است. هر دو خودرو از موتور K4M بهره می برند ولی موتور مگان با دارا بودن متغییر زمان بند سوپاپ 115 اسب بخار تولید می کند ، این در حالیست که موتور لوگان 105 اسب بخار قدرت دارد.گیربکس مگان هم با لوگان )تندر 90( کاملا متفاوت است چه از نظر ضریب دنده ها و چه از لحاظ کیفیت.به طوری که دور موتور لوگان در دنده 5 و 120 کیلومتر روی 3250 قرار می گیرد و مگان با دور موتور 3500 به همین سرعت دست می یابد.


همچنین دنده های L90 از فاصله کمی از یکدیگر قرار دارند و امکان اشتباه جا رفتن دنده ها وجود دارد ولی دنده های مگان که شباهت زیادی نیز به گیربکس و دنده های 206 دارد از فواصل مناسبی برخوردار است. منظور از شباهت به گیربکس 206 ، حس تعویض دنده ها و ضریب دنده ها می باشد ، به طوری که هر دو خودرو از ضریب دنده های مشابه برخوردارند و با دنده 5 در دور موتور 3500 به 120 کیلومتر می رسند.جعبه دنده L90 از کیفیت طراحی و کیفیت ساخت پایین تری نسبت به مگان برخوردار است به طوری که در مدت کوتاهی دنده عقب آن دچار مشکل شده و باید اول دنده 2 بزنید بعد دنده عقب.



کیفیت طراحی: برای توضیح این مسئله به یک مثال بسنده می کنیم.به عنوان مثال درهای 206 طوری طراحی شده اند که به مرور زمان از ریگلاژ خارج نمی شوند (به اصطلاح خودشان را نمی اندازند) و این در حالیست که ایران خودرو روز به روز از کیفیت زهوار لاستیکی دور درهای این خودرو کاسته (نوار دور درها در مدل های قدیمی تر نرم و فوم مانند بود ولی نمونه های فعلی لاستیکی و خشک هستند) ولی همچنان می بینید که نه صدای باد از لای درها شنیده می شود و نه درها از ریگلاژ خارج می شوند که دلیل این موضوع هم تناسب لولای در با وزن آن است.

این موضوع در سمند لحاظ نشده و می بینید که درها بعد از مدت کوتاهی خود را می اندازند.یک نمونه دیگر از کیقیت طراحی پایین نیز در گیربکس L90 می باشد ، به طوری که دنده عقب این خودرو خیلی زود دچار مشکل می شود و برای جا رفتن دنده عقب ابتدا باید دنده 2 و سپس دنده عقب را درگیر کنید، در خودروهای با کارکرد بیشتر وضع از این هم بدتر می شود و باید به ترتیب دنده 2 و 4 و نهایتا دنده عقب بزنید.حال آنکه کیفیت آلیاژ به کار رفته در گیربکس این خودرو از خودروهایی مثل سمند و پرشیا و 405 بسیار بالاتر بوده و هست ولی گیربکس هیچ یک از این خودروها با چنین مشکلی رو به رو نیست. این مشکل در نمونه های اولیه تندر 90 که اتفاقا گیربکس آنها اروپایی تر هم بود و ساخت داخل کمتری داشتند نیز وجود داشت که این هم گواهی بر آن است که کیفیت ساخت گیربکس این خودرو بالا بوده ولی از کیفیت طراحی پایینی برخوردار است.

لازم به ذکر است این خودرو در دنده ها 12345 به هیچ عنوان مشکلی ندارد و دنده ها خیلی نرم جا می روند و روی کارکرد طولانی مدت آنها می توان حساب کرد.به طور کلی می توان گفت قطعاتی که زود مستهلک می شوند، از کیفیت طراحی پایینی برخوردارند.به طوری که اگر آن قطعه را با بالاترین کیفیت و بهترین مواد هم تولید کنند باز هم خیلی زود خراب می شود.


کیفیت ساخت: کیفیت ظاهری و مواد به کار رفته در یک محصول را کیفیت ساخت آن می گویند که تمام افراد با آن به خوبی آشنا هستند. در اینجا می توانیم به همان مثال قبل اشاره کنیم ، کیفیت نوار لاستیکی دور درهای 206 روز به روز بی کیفیت تر شده است. داشبورد و فرمان و ... پرشیا و 206 نیز از این قاعده مستثنا نبوده اند و روند رو به کاهشی را از نظر کیفیت ساخت طی می کنند.



جالب اینجاست که مگان با وزنی حدود 1300 کیلوگرم به خاطر موتور پیشرفته تر و متغییر زمانبند سوپاپ از مصرف سوخت کمتری نسبت به L90 برخوردار است (وزن لوگان 1050 کیلوگرم می باشد)آزمایش طولانی مدت و مکرر نشان داد مصرف شهری مگان در حدود 9 لیتر و لوگان 10.2 لیتر می باشد. در جاده نیز با سرعت 90 الی 100 کیلومتر میانگین مصرف مگان حدود 4.6 لیتر و میانگین مصرف L90 5.8 لیتر بود (تست در جاده ای نسبتا شیب دار انجام شده لذا مصرف سوخت خودروها از حالت استاندارد پایین تر است، به طوری که در دفترچه دو خودرو میزان مصرف سوخت مگان 5.4 لیتر و لوگان 7.1 لیتر ذکر شده است) البته سقف بلند و طراحی غیر ایرودینامیکی L90 در این افزایش مصرف تاثیر گذار بوده.



در اینجابد نیست اشاره ای به کولر خودروها و نقش آنها در افزایش مصرف سوخت بیندازیم:

استفاده از کولر مگان در جاده حدود 0.5 الی 0.6 لیتر مصرف خودرو را افزایش می دهد و چندان از شتاب خودرو کاسته نمی شود.همچنین اگر در حال حرکت کولر مگان را روشن کنید موتور دچار سکته یا Knock نمی شود این درحالیست که اگر کولر لوگان را در حال حرکت روشن کنید موتور خودرو دچارKnock می شود.همچنین مصرف را حدود 1 لیتر افزایش می دهد.با این حساب کولر مگان مصرف را حدود 5 درصد و کولر لوگان مصرف را 10 درصد افزایش می دهد.البته این رقم در مقابل زانتیا و انواع پژو که کولر آنها باعث افزایش 20 الی 25 درصدی مصرف سوخت می شود بسیار مناسب به نظر می رسد.




بررسی سیستم تعلیق :

در اینجا به بررسی سیستم تعلیق که یکی از مهمترین قسمت های خودرو به شمار می رود و در ایمنی خودرو نقش به سزایی دارد می پردازیم. جای تاسف است که اهمیت و نقش سیستم تعلیق در امنیت و پایداری خودرو و جلوگیری از واژگون شدن آن از دید بسیاری از نویسندگان و نشریات تخصصی خودرو کشور دور ماندهسیستم تعلیق هم در جلو خودرو وجود دارد و هم در عقب ولی از آنجایی که تعلیق عقب بسیار پیچیده تر و مهم تر از جلو است ، فقط به تعلیق عقب خودرو می پردازیم. زمانی که اقدام به چرخیدن می کنید چرخهای جلو با استفاده از فرمان تغییر زاویه می دهند ولی برای اینکه هندلینگ و پایداری خودرو افزایش یابد باید چرخهای عقب نیز متناسب با زاویه پیچ و سرعت خودرو و ... تغییر زاویه دهند تا تعادل خودرو را حفظ شود






سیستم تعلیق عقب L90 از نوع میله پیچشی می باشد که اصلا عملکرد مناسبی ندارد و حتی می توان آن را با پیکان مقایسه کرد. در تندر تکانه ها و ناهمواری های جاده از یک چرخ به چرخ مجاور انتقال می یابد و این درحالی است که ناهمواری ها باید توسط هر چرخ به خوبی جذب شده و و به دیگر چرخها و مخصوصا به اتاق و نهایتا سرنشین انتقال نیابد.بدون شک بزرگترین عیب تندر و همچنین قدیمی ترین قسمت این خودرو از لحاظ طراحی ، سیستم تعلیق آن است. عدم تعادل این خودرو در پیچ ها و سرعت های بالا نتیجه عملکرد نامطلوب این مجموعه می باشد.


در مقابل سیستم تعلیق مگان Multi Link یا اتصال چندگانه است که به عنوان بهترین سیستم تعلیق مکانیکی برای عقب خودرو شناخته می شود (البته در خودروهایی که از فنر و کمک فنر استفاده می کنند(در خودروهای Citroen که سیستم تعلیق آنها از نوع هیدرولیکی می باشد ، مولتی لینک استفاده نمی شود.لازم به ذکر است در خودروهای گران قیمت تر و پیشرفته تر از ترکیب سیستم های فوق استفاده می شود.مولتی لینک نیز انواع متفاوتی دارد و هر شرکتی با توجه به دانش فنی که دارد نوعی از آن را اختراع و مورد استفاده قرار می دهد. مثلا سوناتا 2008 نیز از مولتی لینک استفاده می کند ولی قسمت عقب آن خشک است (اصطلاحا کوبش دارد) و در مانور های سنگین و پیچ ها عقب آن دچار انحراف و سرخوردگی می شود در حالی که عقب مگان در عین اینکه بسیار نرم است در مانورهای سنگین نیز سر نمی خورد.البته تعلیق عقب سوناتا 2009 تغییراتی داشته ولی کماکان مشکل لیز رفتن عقب خودرو پابرجاست. به نظر می رسد هیوندای سیستم تعلیق سوناتا را اصلاح نکرده و فقط به استفاده از کمک های نرم تر افاقه نموده باشد.



برای بهتر مشخص شدن پایداری خودروها، اقدام به آزمایش آنها در سر پیچ می نماییم (یکبار 180 درجه به چپ پیچیده و سپس 90 درجه به راست)

ابتدا سراغ مگان می رویم : با شتاب مثبت و دنده 2 به سوی پیچ حرکت کرده و با سرعت 70 کیلومتر وارد پیچِ میدان می شویم ، البته بدون اینکه اقدام به ترمزگیری نماییم. جلوی خودرو رو به پایین می رود و بدنه خودرو کمی به سوی خارج پیچ متمایل می شود و انحراف جزیی چرخهای عقب ملموس است. صدای لاستیک ها بلند می شود ولی به راحتی زاویه 180 درجه ای پیچ را پشت سر می گذاریم و با همان سرعت در جهت مخالف گردش کرده (حدود90 درجه) و آزمایش را با موفقیت به پایان می رسانیم. توجه داشته باشید برای انجام چنین مانورهایی باید با دنده سنگین حرکت کرد تا نیروی رو به جلو ، زیاد باشد وگرنه خودرو کاملا از کنترل خارج می شود. مثلا اگر با دنده 3 و سرعت 70 کیلومتر وارد همین پیچ شوید عقب خودرو به مراتب بیشتر سر می خورد و خودرو از کنترل خارج خواهد شد و در بدترین حالت ، ممکن است نیم دور ، دور خودتان بچرخید.


با استفاده از گوگل ارث موقعیت محل و سرعت خودرو را مشخص کرده ایم




حال نوبت به L90 می رسد : به خاطر احتمال چپ شدن ابتدا با سرعت ثابت 40 کیلومتر وارد پیچ میدان می شویم و به محض ورود به پیچ ، پا را تا ته روی پدال گاز می فشاریم و سرعت خودرو به 47 کیلومتر می رسانیم. بدون اینکه عقب خودرو دچار انحراف شود پیچ میدان را طی می کنیم(مهمترین دلیل سرنخوردن عقب L90 طول کمتر و فاصله دو محور کوتاه تر می باشد و از همه مهم تر سرعت کمتر می باشد کما اینکه اگر با 70 کیلومتر وارد پیچ فوق می شدیم مطمئنا خودرو واژگون می شد.

تفاوت های دیگری نیز در این حرکت آزمایشی وجود داشت از جمله اینکه بدنه L90 نسبت به مگان بیشتر می خوابد یا به عبارتی به خارج پیچ، بیشتر متمایل می شود. در این سرعت و مانور تا استانه چپ شدن پیش رفتیم.)


تا اینجای کار 180 درجه تغییر مسیر داده ایم سپس با سرعت حدود 50 کیلومتر فرمان را به سمت راست می گردانیم تا پیچ دوم را طی کنیم و از میدان خارج شویم که ناگهان یکی از چرخهای عقب کاملا از جا بلند شد و خودرو در آستانه چپ شدن قرار گرفت. با کمی کاهش سرعت و یک نیم فرمان خودرو را به کنترل درآورده و خطر دفع شد.(در قسمت پایانی آزمایش، بعد از اینکه خودرو تا حدودی به بغل خوابید یکی از چرخهای عقبش از زمین بلند شد و این در حالیست که چرخهای جلو که از سیستم تعلیق مک فرسون بهره می برند به راحتی از پس چنین مانوری بر آمدند)


بد نیست این نکته را یاد آوری کنیم که خودرو مگان در سرعت های بالاتر از این هم واژگون نخواهد شد و نهایتا کنترل خودرو از دست راننده خارج می شود و ممکن است با جدول کنار خیابان و ... برخورد کنید.

سوزوکی نیز در چنین پیچی خیلی به سمت خارج پیچ متمایل می شود به طوری که راننده حس می کند در آستانه واژگونی قرار دارد ولی هیچ یک از چرخهای خودرو چسبندگی شان را از دست نمی دهند و عقب خودرو ذره ای منحرف نمی شود. این به دلیل تعلیق مولتی لینک پیچیده سوزوکی می باشد.البته چهار چرخ متحرک بودن نیز در این امر بی تاثیر نیست.این را گفتم که بدانید اگر خودرویی در پیچ زیاد متمایل شد الزاما بدین معنا نیست که خودرو در آستانه واژگونی قرار داردنکته مهم: ورود به پیچ با سرعت 50 کیلومتر برای سوزوکی متصور است ، با 70 کیلومتر مطمئنا واژگون خواهد شد


بررسی سیستم خنک کننده :

بی شک یکی از برتری های خودروهای خانواده رنو ، نسبت به دیگر خودروهای حاظر در بازار ایران )حتی نسبت به تویوتا کمری که در کلاس بالاتر قرار می گیرد و مخصوص آب و هوای گرم منطقه خاورمیانه تولید شده( رادیاتور و سیستم خنک کننده آنها می باشد.هر دو خودور مگان و L90 در گرم ترین فصل سال و سخت ترین شرایط رانندگی از جمله استفاده از کولر در سربالایی ها و ... قادرند به خوبی حرارت موتور را دفع کنند ، به طوری که آمپر آب حتی یک میلیمتر از جایش تکان نمی خورد. درست برعکس موتورهای داغ پژو که با مشکل افزایش دما روبه رو هستند (یکی از دلایل اصطحلاک بالای موتورهای پژو حرارت بالای آنهاست)


ترمزها و ایمنی :

ترمزهای جلو و عقب مگان از نوع دیسکی می باشد و از ABS و EBD بهره می برند.ترمز مگان در کلاس خود و همچنین کلاس های بالاتر از خود بهترین است. توان ترمز گیری مگان با هیچیک از خودروهای زانتیا و 206 تیپ پنج و مزدا 3 و کمری و ... قابل مقایسه نیست. پدال ترمز از تمام خودروهای فوق الذکر نرم تر است و حس امنیت و پایداری به راننده منتقل می کند.همچنین جنس لنت های این خودرو با تمام خودروهایی که دیده اید تفاوت دارد و نرم تر از آنهاست به طوری که بعد از یک ترمز شدید می توانید براده های برداشته شده از لنت را در رینگ خودرو مشاهده کنید. همین امر موجب شده لنت ها زود تمام شود ولی شما را از بسیاری از خطرات و تصادفات احتمالی مصون می دارد


ترمزهای لوگان در جلو دیسکی و در عقب کاسه ای می باشد و طبعا فقط چرخهای جلوی آن مجهز به ABS , EBD می باشند. توان ترمزگیری آن از 206 تیپ 3 بیشتر و از تیپ 5 کمتر می باشد و در مقابل ترمزهای زانتیا و مزدا 3 هم که حرفی برای گفتن ندارد چه برسد به مگان.همچنین در ترمزگیری شدید دماغه خودرو خیلی پایین می رود که اصطلاحا به آن شیرجه می گویند و می تواند کنترل خودرو را بهم بزند. ترمزها در سرعت های بالاتر از 140 کیلومتر جوابگو نیستند ولی ترمز مگان در سرعت 175 کیلومتر نیز به خوبی عمل می کرد و حس ترمزگیری بسیار خوب بود.




مطلب فوق از آن جهت ارائه گردید تا خوانندگان محترم از قابلیت های فنی دو خودرو اطلاع پیدا کنند . قابلیتهایی که بدون شک با یک دور زدن با خودروهای مذکور متوجه آن نخواهید شد و در اثر استفاده روزمره و مداوم به آن پی می برید و خوانندگان نیز متذکر این نکته باشند که به صرف اینکه هر دو خودرو از موتورهای شبیه به هم بهره می برند نمی توان آنها را با هم مقایسه کرد و خودروهای مذکور از لحاظ توانایی های دینامیکی و تکنولوژیکی با یکدیگر تفاوتهای اساسی دارند.البته در طول مقاله تکنولوژی های منحصر به فرد و بالای رنو را نیز به رخ خانواده پژو در ایران کشیدیم.خودرو مگان را به مدت 4 ماه و 9000 کیلومتر و L90 را یکسال ونیم و 30/000 کیلومتر در اختیار داشتم و مقاله فوق حاصل استفاده طولانی مدت و روزمره از دو خودرو است



در پایان باید بگویم اساسا لوگان برای این منظور طراحی و ساخته شده تا شما از منزل تا محل کار را با خودرویی که از نظر کیفی مناسب است طی کنید و این خودرو اصلا برای لذت رانندگی مناسب نیست. در بسیاری از مواقع مقایسه L90 و 206 و 405 و مگان و ... کار درستی نیست. هر خودرو برای کاری طراحی شده و معایب و محاسن خود را دارد.این خریدار است که باید با توجه به نیاز خود یکی از خودروهای موجود را انتخاب کند.


تاریخ ارسال: شنبه 30 آبان 1388 ساعت 08:28 ب.ظ | نویسنده: محمد حسن مهرابی | چاپ مطلب 10 نظر